الشيخ رسول جعفريان
72
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
مطلب از آنان خواست تا آنچه استنساخ شده بود را در آتش بسوزانند و گفت نيازى به آن ندارد مگر بعد از آن كه با پدرش عبد الملك مشورت كند . در آن صورت استنساخ مجدد كتاب كار دشوارى نخواهد بود . پس از مشورت با پدر ، عبد الملك به وى گفت : به كتابى كه در آن از برترى ما ياد نشده ؛ چه نيازى دارى ؟ « 1 » بدين ترتيب چنين به دست مىآيد كه خاندان اموى نه تنها تحمل فضائل اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را نداشتند بلكه از آنچه ضمن آن ، تنها نام انصار در بيعت عقبه و يا جنگ بدر برده شده ، بيزار بوده و آن را آتش زدهاند . نقش سيره نگاران در تحريف بايد گفت با همهء اين اصرارها حقايق فراوانى به دست راويان بعدى رسيده و در كتب سيره تدوين شده است . اين در حالى است كه حتى بعد از رسيدن اين حقايق به دست سيره نويسان نخستين ، آنان به تناسب عقايد و انديشهها و نيز جهت گيريهاى سياسى خود ، آنها را كم و زياد كردهاند . ابن هشام در آغاز تهذيبى كه از سيرهء ابن اسحاق صورت داده ، گفته است كه مطالب چندى را حذف كرده است از جمله : « و أشياء بعضها يشنع الحديث به و بعض يسوء بعض الناس ذكره » آنچه روايت آنها قبيح بوده و يا برخى مردم از ذكر آنها كراهت دارند را حذف كرده است . « 2 » همين موضعگيرى سبب شده تا وى اشعارى از ابوطالب عليه السلام را كه دلالت روشنى بر ايمان وى به نبوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دارد و ابن اسحاق آنها روايت كرده از سيرهء خود حذف كند . « 3 » با اين حال بايد توجه داشت كه ابن هشام ، برخى از مطالبى كه ابن اسحاق نياورده يا به گونهاى ديگر آورده و اصل آنها مربوط به امام على عليه السلام بوده ، در تهذيب جديد درج كرده است . « 4 » گزينش آنچه كه نقل شده - بعدها در قرن سوم و پس از آن - گرفتار شديدترين سانسورهاى فكرى و فرقهاى شد . نگاهى به آنچه كه در بخش مغازى كتاب بخارى آمده ، نشان مىدهد كه آنچه به عنوان روايت صحيح پذيرفته شده ، رواياتى است كه با نگرشهاى تند و متعصّبانهء مذهبى تصفيه شده است . راوى اين اخبار افرادى شناخته شده و از صحابه و تابعين هستند ، كسانى كه به هيچ روى در مخالفت با امويان اقدامى نكردند و نه تنها سوابق عدالت خواهانه ندارند بلكه همچون ابن شهاب زُهْرى سالها در خدمت آنان بودهاند . زمانى كه همهء چند هزار نفر صحابه ، عادل باشند ، روشن است كه نبايد هيچ روايتى كه عدالت آنان را خدشهدار كند نقل شود و يا اگر ديگران نقل كردهاند لاجرم بايد كنار گذاشته شود . علاوه بر آنچه مربوط به منافع امويان و يا ناشى از معيار قرار دادن عقايد وافكار بود ،
--> ( 1 ) . الاخبار الموفّقيّات ، صص 334 - 331 ( 2 ) . السيرة النبويّة ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 4 ( 3 ) . نك : مجله آينه پژوهش ، س 2 ، ش 5 ، ابن هشام و سيره او ، ص 21 - 20 ( 4 ) . بنگريد : نقد و بررسى منابع سيره نبوى ، مقاله « نصوص ابن اسحاق و ابن هشام دربارهء امام على عليه السلام » ، صص 8 - 24 ( قم ، 1378 ) .